محمد تقي جعفري

128

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

داشتند يك عرب و يا يك فرد ديگر از راه برسد و از آن حضرت سؤال كند تا آنان پاسخ آن حضرت را بشنوند . و هر چه از اين جريانات اتفاق مىافتاد ، از آن حضرت مىپرسيدم و پاسخ آن را حفظ مىكردم . با نظر به اختلاف برداشت از شخصيت و سخنان پيامبر اكرم لازم بود كه گردانندگان جامعهء اسلامى ، داناترين و با تقوىترين اشخاص را براى تفسير شخصيت و سخنان آن حضرت تعيين مىنمودند قطعى است كه همهء شخصيتهاى بزرگ مسلمانان چه در زمان حيات خود پيامبر اعظم و چه پس از وفات آن بزرگوار مسئلهء اختلاف برداشت از شخصيت رسول خدا و دستورات و كلمات او را درك كرده بودند . لذا براى آنان لازم بود كه براى حفظ وحدت و انسجام مكتب عده اى را براى تفسير و توجيه امور مزبور مشخص مىنمودند تا به قدر ممكن اختلافات مخّل بر نظام جامعه بر طرف گردد . آنچه كه از روايات معتبر و فراوان برمىآيد ، اينست كه اين عمل حياتى در آن زمان مىتوانست بوسيلهء امير المؤمنين على بن ابي طالب عليه السلام و بعضى از ياران رشيد و كمال يافتهء پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم تأمين گردد . در بارهء علم و معرفت على عليه السلام كه شايستگى او را براى تفسير و توجيه شئون حيات پيامبر و سخنان آن برگزيدهء محبوب خدا را اثبات مىكند ، منابع معتبر فراوانى وجود دارد كه صاحبنظران علوم اسلامى بايد آنها را مورد توجه دقيق قرار بدهند . طريق ديگرى هم امكان داشت كه علىّ بن ابي طالب عليه السلام را به جهت شايستگى مسلَّم در رأس جمعى از سران مسلمين براى تفسير و توجيه مزبور قرار مىدادند . و اين سؤال بالأخره بايد پاسخ داده شود كه چرا چنين مسئلهء حياتى مورد توجه در آن دوران قرار نگرفت